بیا , ز سنگ بپرسیم .....
درون آینه ها در پی چه میگردی ..؟
بیا ز سنگ بپرسیم ...
که از حکایت فرجام ما چه می داند ....
زانکه غیر از....سنگ.
کسی حکایت فرجام ما نمی داند !!
همیشه از همه نزدیکتر به ما...سنگ است !!
نگاه کن ...
نگاه ها همه سنگ است وقلب ها همه سنگ !!
چه سنگبارانی ....!! گیرم گریختی همه عمر ....کجا پناه بری ؟
خانه خدا سنگ است !!
به قصه های غریبانه ام ببخشائید !!
که من ــ که سنگ صبورم ـــ
نه سنگم و نه ...صبور !
دلی که میشود از غصه تنگ ...می ترکد
چه جای دل که درین خانه سنگ می ترکد !!!
درآن مقام .. که خون از گلوی نای ..چکد
عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد
چنان درنگ به ما چیره شد ... که سنگ شدیم !
دلم ازین همه سنگ و درنگ ... می ترکد
بیا ز سنگ بپرسیم ...که از حکایت فرجام ما چه میداند..
از آن که عاقبت کار جام با سنگ است !
بیا ز سنگ بپرسیم ......
نه بی گمان همه در زیر سنگ .. می پو سیم
و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟؟؟
درون آینه ها در پی ....چه .... می گردی ....؟
فریدون مشیری